الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
127
الغدير ( فارسى )
كسى است كه او را دوست بدارد . استاد ما ذهبى گويد : اين حديث نيكو و داراى غرابت است ، سپس ابن جرير از يعقوب بن جعفر بن ابى كثير ، از مهاجر بن مسمار آن را روايت نموده و پس از ذكر حديث آورده است كه آن جناب ايستاد تا آنان كه بازمانده بودند ، ملحق شدند و آنان كه پيشتر رفته بودند ، به امر او بازگشتند ، آنگاه به ايراد خطبه پرداخت . « 1 » ابن كثير گويد : حسن بن عرفهء عبدى ، از محمّد بن خازم ابو معاويهء ضرير ، از موسى بن مسلم شيبانى ، از عبد الرحمن بن سابط ، از سعد بن ابى وقاص روايت كرده كه گفت : معاويه از يكى از سفرهاى حج خود بازگشت و سعد بن ابى وقاص نزد او آمد . در آن هنگام نام على را بردند و سعد گفت : سه خصلت و مزيت براى اوست كه اگر يكى از آنها براى من مىبود ، نزد من از دنيا و آنچه در دنياست ، محبوبتر بود . شنيدم رسول خدا فرمود : هركس كه من مولاى اويم ، على مولاى اوست . اين حديث به لفظ ابن ماجه پيش از اين مذكور افتاد . « 2 » ابن كثير گفت : گرچه سند آن را ذكر نكردهاند ، امّا اسناد آن نيكوست . « 3 » اين حديث را به طريق سعد ، جمال الدين سيوطى از طبرانى روايت كرده است . « 4 » و متّقى هندى از ابو نعيم در فضايل الصحابة « 5 » و از ابن جرير طبرى « 6 » و همچنين وصّابى در الاكتفاء فى فضايل الاربعة الخلفاء به نقل از ابن ابى عاصم و سعيد بن منصور در سنن آن دو به اسنادشان و بدخشانى از طبرانى « 7 » و ابو نعيم در فضايل الصحابة آن را از سعد روايت نمودهاند ، و سعد بن ابى وقاص يكى از عشرهء مبشّره است « 8 » كه حافظ ابن المغازلى در مناقب خود و خطيب خوارزمى در مقتل الامام الحسين آنها را از جملهء راويان حديث
--> ( 1 ) . البداية و النهاية : 5 / 212 . ( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 39 . ( 3 ) . البداية و النهاية : 7 / 340 . ( 4 ) . جمع الجوامع ؛ تاريخ الخلفاء 114 . ( 5 ) . كنز العمّال : 6 / 154 . ( 6 ) . همان : 6 / 405 . ( 7 ) . نزل الابرار 20 . ( 8 ) . علماى اهل سنت در احاديث خود ده نفر از صحابه را نام برده و از پيامبر اكرم روايت كردهاند كه آن حضرت اين ده نفر را به بهشت بشارت داده است . ( م )